جزوه مرتعداري
كليات
اگربهره برداري ازمراتع به همين روال ادامه يابد،روزي فرا مي رسدكه زندگي بر روي كره ي خاكي سخت ومشكل مي گردد.
طبق آمارارئه شده توسط كاك(cook) وهمكارانش(1986) بيشترين سطح كره ي زمين به مراتع اختصاص يافته است،به طوري كه مراتع43% ، جنگل ها18% ، اراضي كشاورزي20% مناطق مسكوني وصنعتي4% واراضي بدون استفاده(مثل يخچالها وقلل كوه ها)15% سطح زمين راپوشانيده است.
بشرازمراتع استفاده هاي زيادي مي كند كه عبارتند از: فراورده هاي دامي ، حيات وحش ، تفرجي و...
منافع حاصله ازمرتع:
1- توليدگياهان داروئي2- ايجادمناطق تفرجي3- حفاظت محيط زيست4- حفاظت خاك
5- حيات وحش وشكار6- توليدآب وآبزيان7- توليدمحصولات دامي 8- توليدگياهان صنعتي.
مرتع(range) : به اراضي اتلاق مي شود كه رستني هادرآن به حالت طبيعي رشد نموده وميزان بارندگي آن منطقه نسبتا كم باشدوتوسط حيوانات اهلي وشكاري ووحشي مورد چرا واقع گرددوهيچ عاملي آن رامحدودننمايد.
چراگاه(pasture) : به آن دسته از اراضي اتلاق مي شودكه به صورت كلي داير و محصور بوده وعمليات آبياري وكوددادن درآن صورت پذيرد.ضمنابايد ميزان نزولات نواحي مزبور رضايت بخش بوده وگياهان علوفه اي دراين نواحي كشت وزرع گردند.يعني انرژي ورودي توسط انسان به اكوسيستم چراگاه به مراتب بيشتر ازمراتع است.(تامين بذر، كود و...)
ساوان (savanna) : شامل مراتعي باغالبيت گراس ها و وجود درختان ودرختچه ها به صورت منفرد و پراكنده ويا مجتمع، تحت شرايط آب وهوايي مرطوب ودرحد فاصل مرتع وجنگل مي باشد.
توندرا(Tundra): مراتعي درمناطق نزديك قطب ياارتفاعات بالا(آلپي) بدون پوشش درختي.(شامل گراس ها، شبه گراس ها، پهن برگها، بوته هاي كوتاه قد،خزه وگلسنگ)
چمنزار(Meadow): شامل مراتعي است باپوششي ازگياهان علفي چندساله، باغالبيت گراس ها وشبه گراس هادرسطح محدود درمناطق خشك ونيمه خشك كه آب تحت الارضي دردسترس گياهان است .
علفزار(Prairie): شامل مراتعي است باپوششي ازگياهان باغالبيت گراس ها ،تحت اقليم هاي مرطوب ونيمه مرطوب،باخاك هاي عميق وحاصلخيز.
مرتعداري(Range management): علمي است كه بااستفاده ازنباتات طبيعي جهت تعليف وچرانيدن دام همراه باجلوگيري ازاثرات سوء نسبت به سايرمنابع ازجمله زمين وجامعه نباتي بوده وموجب حفظ ونگهداري اين جامعه مي گردد.بنابراين حفظ وحراست كلي مراتع راچه ازنظر زراعي وچه از نظر نگهداري «مرتع داري» نامند.
به عبارتي مرتعداري دانشي است كه تمام اصول نگهداري ، بهره برداري، اصلاح واحياي مراتع رادربرمي گيرد.
والنتين(,Vallen tine1971)، مرتعداري راعلم وهنر برنامه ريزي ومديريت مرتع به منظور به دست آوردن حداكثرمحصول دامي با حفظ دوام منابع طبيعي مي داند.
علم مرتعداري مستقيما با دامداري ودامپروري مربوط است.دامداري نوعي دامپروري است كه برخلاف آن هدف اصلي درنگهداري دام با تكيه برتامين تمامي ويا قسمت اعظم خوراك دام از طريق مرتع وپس چرا باقيمانده ي زراعت هاست.همچنين برعكس دامپروري،نگهداري دام هاي اصلاح شده باپتانسيل توليد بالا وبدست آوردن حداكثر محصول، مورد هدف او نبوده وباتعدد دام ها جايگزين حداكثرمحصول به ازاء هرراس دام مي گردد.
مراتع درايران:
دركشورما متاسفانه آماردقيقي از وسعت مراتع دردسترس نيست.براساس آخرين بررسي هايي كه با استفاده از تصاوير ماهواره اي انجام شده از8/ 164ميليون هكتار مساحت كل كشور،نزديك به 90 ميليون هكتاريعني 55 درصدآن رامراتع تشكيل مي دهند(1373).
با نرخ تخريب مراتع در چند سال گذشته ، مسلما امروز سطح مراتع كمتر خواهدبود.
پابو(Pabot,1965) : كارشناس فائوازطريق تقسيم بندي، اراضي درايران را بصورت جدول زير درآورده است:
|
مراتع |
مساحت ميليون هكتار |
درصد |
|
مراتع خوب يامتوسط |
8 |
5 |
|
مراتع منهدم يااراضي غيرقابل استفاده |
32 |
20 |
|
اراضي نيمه صحرائي ، مرتع بسيارفقير |
40 |
25 |
|
صحاري |
40 |
25 |
|
جنگل |
2 |
2/1 |
|
جنگلهاي مخروبه(جنگلهايي كه توليدچوب ندارند) |
14 |
8/8 |
|
اراضي آبي |
4 |
5/2 |
|
اراضي ديم زيركشت |
8 |
5 |
|
اراضي تحت آيش ديم |
12 |
5/7 |
|
شهرها،دهات،راه ها ودرياچه |
3 |
8/1 |
|
جمع |
163 |
100 |
بادرنظرگرفتن اراضي نيمه صحرائي وجنگل هاي مخروبه به عنوان چراي دام، مي توان حدودمساحت مراتع رادرايران معادل94 ميليون هكتاردرنظرگرفت. (94=14+40+32+8)
مراتع طبيعي كشور ازلحاظ پوشش گياهي به سه گروه متمايز تقسيم مي شوند:
1- مراتع علفي ياييلاقي (نسبتا خوب تامتوسط): عمدتا دربلندي ها وسرزمين هاي سردسير (به ويژه دررشته كوه هاي البرز وزاگرس) واقع شده وتاحدودي وضعيت نسبتا خوبي دارند.اين چراگاه ها تنها درطول فصل تابستان قابل بهره برداري هستند (كه دمابالاتراست وگياهان توان رشد ونمو دارند).سطح اين مراتع به 14 ميليون هكتار مي رسد .درمواردزيادي اين چراگاه ها براثر فشار حاصل ازتشديد روند چرانيدن دام ها به انواع درجه 2 و يا3 تبديل گرديده اند.
2- مراتع بوته اي يا قشلاقي(متوسط تا ضعيف): بيشتر در دشت هاي پست وگرم تر قرار دارند.دراين گونه عرصه ها،رشدونموگياهان دربهار،پائيزوتاحدودي زمستان امكان پذيراست.
مراتع ميان بند عمدتا قشلاقي محسوب مي شوند ودرجريان تغيير مكان دام ها از گرمسيربه سردسير وبالعكس،چرا مي گردندودرحد فاصل مراتع ييلاقي وقشلاقي قرار دارند.اين چراگاه ها به علت شدت بهره برداري به ويژه ازسوي دامداران روستايي، ازروندخوبي برخوردار نيستند.مساحت آنها ازحدود 60 ميليون هكتار فراترنمي رود ودر سال هاي اخيربخش گسترده اي ازاين نوع چراگاه ها به ديمزاركم بازده تبديل شده اند.
3- مراتع بياباني(ضعيف تاكاملا ضعيف):كه اغلب درمراتع خشك وپيرامون بيابان ها وكويرمركزي هستند وازلحاظ پوشش گياهي وفرآوري علوفه درشرايط نامساعدي قرار دارند.مساحت اين مراتع16ميليون هكتاراست(جدول)
جدول1-1وسعت وفراوري مراتع كشور
|
نوع مرتع |
مساحت (ميليون هكتار) |
فرآوري علوفه (kg/hec) |
كل فرآوري علوفه خشك قابل استفاده(ميليون تن) |
|
علفي |
14 |
290 |
060/4 |
|
بوته اي |
60 |
92 |
520/5 |
|
بياباني |
16 |
26 |
420/0 |
|
جمع |
90 |
_ |
0/10 |
همانطوركه ازجدول1-1نمايان است، ميزان كل فرآوري علوفه سالانه قابل استفاده در مراتع كشور، حدود10 ميليون تن علوفه خشك مي باشدكه تنها مي تواند غذاي نزديك به 20 ميليون واحددامي درسال را تامين كند.درحالي كه حداقل اكنون 70 ميليون از كل دام هاي كشور(حدود120ميليون واحد دامي) تنها ازمراتع طبيعي استفاده مي كنندواين امر (چراي بيش ازسه برابرظرفيت فرآوري علوفه) باعث تداوم تخريب مراتع كشور شده است.
امروزه نزديك به يك ميليون خانوار مرتعدار وابسته به مراتع كشورند،درحالي كه فقط يكصدهزارنفرمي توانندازمنابع مرتعي موجودبهره برداري كنندكه يك سوم آنان عشايرو بقيه دامداران روستايي هستند.
مراتع روستايي(درمقايسه باعشايري) ازوسعت محدودتروتعدادبهره برداري بيشتربرخورداراست واين خودسبب تخريب افزون تر چراگاه ها مي شود.
*توجه شودكه درايران مراتع ييلاقي فراواني وجود داردكه بايستي جهت احياء واستفاده مطلوب ازآنها توجه بيشتري به آنان كرد.كوهستان هاي آذربايجان،كردستان،لرستان، همدان،كرمانشاه ، قزوين، فارس، بختياري، اراك، ملاير، نهاوند،تويسركان و... ازاين جمله اند.
مراتع قشلاقي مثل:سرخس،تركمن صحرا، دشت گرگان، دشت مغان، جلگه خوزستان، فارس واطراف كويرمركزي رامي توان مثال زدكه درفصول سرد مورداستفاده قرارمي گيرند.
مراتع ميانبند يامراتع بهاره وپائيزه نيز مثل مراتع اطراف درياچه ي هامون درسيستان مي باشد.
ارزش مراتع درايران:
1- ارزش گوشت وشيرتوليدي:
يكي ازمنابع تجديدشونده با استفاده هاي متنوع مي باشد. درايران قسمت اعظم علوفه دامي (88 درصد) به خصوص براي گوسفند و بزازمراتع به دست مي آيد.اين علوفه ي گرانبها باتبديل به گوشت،شير،پوست،پشم،كرك، شاخ، وانواع كود،به طورغيرمستقيم ارزش بالايي دارد.به طورمثال درتعيين ارزش گوشت توليدي بايستي عنوان داشت كه طبق آمارمركزآمار(1373) به جدول1- 2توجه كنيد:
|
نوع دام |
گوسفند |
بز |
گاووگاوميش |
|
تعداددامي كه به طورمجازدر كشتارگاه ذبح مي شوند(راس) |
7442000 |
2066000 |
1164000 |
|
وزن خالص هرراس دام(kg) |
6/18 |
2/13 |
9/132 |
|
Kg وزن كشتار(به طورمجاز) |
138421000 |
27271000 |
154615000 |
|
Kg وزن كشتار (مجاز+ غيرمجازياصادرات) |
276842000 |
54542000 |
309391000 |
|
قيمت هرواحد(تومان) |
1200 |
1000 |
900 |
|
ارزش كل قيمتي(تومان) |
332210400000 |
54542000000 |
278451900000 |
درجدول دقت شودكه آمارپوست وروده ي صادره ازكشورنشان مي دهد كه تعدادكل كشتاردرسال خيلي بيشتر ازتعداد دامي است كه تحت نظارت اداره كل دامپزشكي ذبح مي شوند كه درگوسفند وبزتا صد درصد ودرموردگاوتا25 درصد حساب كردو با محاسبه پاياني، مقدار ارزش گوشت توليدي كشور665 ميلياردتومان مي باشد.همينطوربامحاسبه ي ارزش شيرتوليدي به900 ميلياردتومان مي رسد(بامحاسبات بسيار پائين).
2- ارزش حفاظتي آب وخاك:
فرسايش خاك يكي ازمسائل بسيار مهم ازبين رفتن حاصلخيزي وتوانايي توليد خاك مي باشد كه براثر برخورد قطرات باران به ذرات خاك وايجاد رواناب مقدمات انجام فرسايش مهيا مي گردد.دراين زمان حضورگياهان باعث برخورد قطرات باران به شاخ وبرگ گياهان ونفوذپذيري خوب به خاك وعدم فرسايش مي گردد.
حركت آب درسراسرسطح خاك را «جريان سطحي يارواناب» (overlandflow=run off) گويند.به حركت آب به داخل خاك «نفوذ» (in filtration)گويند.حركت آب رابين ذرات خاك «تراوش» (percolation)گويند. زيراهرنوع خاك،ظرفيت وقابليت مخصوصي براي نفوذ وجذب آب دارد.دقت شود دراثرافزايش رواناب ازسطح مراتع وهدر رفت بارندگي،تغذيه سفره زيرزميني به خوبي انجام نشده وشاهدخشك شدن آب چشمه ها وپائين رفتن سطح ايستابي درچاه هاي عميق درتمامي مناطق كشور هستيم.
3- ارزش تفرجگاهي:
كوهنوردي،راهپيمائي دركوهستان ها،ماهيگيري ،شكار،استفاده ازمناظرو رخدادهاي طبيعي جمع آوري نمونه هاي حشرات،گياهان ،سنگها و...داراي ارزش بسياربالاي توريستي است.
4- ارزش هاي داروئي وصنعتي:
تنوع شرايط جغرافيايي درايران اقليم هاي متنوعي رابه وجودآورده است كه اختلاف حداقل و حداكثردما درسطح كشوردرشبانه روزدرطول سال بيش از40 درجه سانتي گراد مي باشد.بيش از 7000 گونه گياهي درايران رشد مي كنند و ايران به عنوان محل وخاستگاه برخي انواع گون ها، چوبك،كلاه ميرحسن ودرمنه تركي مي باشد.امروزه اهميت وجايگاه گياهان داروئي مشخص است وبرخي مثل كتيرا، باريجه وشيرين بيان داراي ارزش هاي صنعتي هم هستند.
5- منبع ژنتيكي:
تنوع وسيعي ازگياهان، ازنظردارابودن ژن هاي مختلف بسيارمهم است.
6- محيط زيست:
اهميت پوشش هاي گياهي ازنظرتوليد اكسيژن وپالايش گازكربنيك بيش ازپيش احساس مي گردد.هرچندحجم اندام هاي هوايي درجنگل بيشتر ازمراتع است ولي وسعت خيلي زياد مراتع اين عامل را جبران مي كند.گياهان مرتعي باجذب غبارهاي موجوددر هوا باعث پاكيزگي هوا مي شوند.
علل انهدام مراتع
تخريب مراتع درعرض يكي دو قرن اخيرسرعت بيشتري به خود گرفته واگردقت شود بخشي
از تشديدتخريب از زماني آغازمي گرددكه:
1- دولت درصددتصاحب پاره اي ازمراتع(بامالكيت عمومي يا اوقافي) برمي آيد.مراتعي كه متعلق به دولت هستند،بااخذ مال الاجاره ياحق مرتع،هميشه بدون درنظرگرفتن ظرفيت مرتع، دام بيشتر جهت دريافت اجاره بيشترواردمرتع مي شده است ودرنتيجه درتمامي سطح مملكت مراتع دولتي جزوتخريب يافته ترين وفقيرترين مراتع منطقه بودند.مراتع ايلات وبامالكيت خصوصي وضع بهتري دارند.ضربه شديدديگربه مراتع ملي كردن مراتع بود كه برخي افرادسودجو(نه به دليل انجام كارهاي كشاورزي) بلكه صرفا جهت تصرف مراتع اقدام به گرفتن زمين ها كردند.
2- شخم مراتع به منظورتوسعه كشت(عمدتاديم): درمناطقي كه امكان(بارندگي سالانه كافي)كشت وجود دارد.البته باافزايش جمعيت اين تبديل قابل توجيه است.ولي به خاطرپايين بودن قدرت توليد اين زمين ها ، متاسفانه توليدكنندگان پس ازتوليد يك يا چند دوره كشت آن ها سراغ زمين هاي مرتعي ديگري مي روندكه درحال حاضر بيش از30 ميليون هكتاراراضي رهاشده درسطح كشوروجوددارد كه زماني مرتع خوبي بوده اند.وازطرفي باتوجه به مديريت هاي زراعتي غلط اينگونه زمين ها (شخم عمودبرخط ترازيادرجهت شيب) درمقابل فرسايش كاملا بي دفاع مي شوند وپس ازچندسال ديگر محصولي توليد نمي كنند.
3- چراي زودرس دام ازمراتع: درايران (به خصوص درمناطق كوهستاني)كه زمستان هاي سختي دارند ودام نمي تواند درطول زمستان ازآغل خارج شده ودرمراتع چرا نمايد،به علت كمبود علوفه ذخيره زمستان ،بلافاصله پس ازذوب شدن برف ها وشايد قبل ازشروع رشد درگياهان ،دام ها به مراتع گسيل مي شوند ودراثر چراي زودرس ،گياهان مرتعي شديدا صدمه ديده ودر اثرتكراردرطي سال هاي متمادي ازبين مي روند.
4- چراي بيش ازاندازه: باافزايش جمعيت وپاره اي انگيزه هاي اقتصادي موجب افزايش بيش ازحد دام درايران مي گردد.تعداد دام ها (براساس نظرمتخصصين وسازمان هاي مربوطه) چندين برابر ظرفيت نگهداري مي باشد.زيرا دامدار فكر مي كندكه غذاي دام بايد ازمراتع تامين شود وبه فكرتامين علوفه نيست ودرنتيجه مرتباباعث كاهش گياهان مرغوب مراتع شده و تخريب مراتع رابه دنبال دارد.
5- بوته كني: درعرصه مراتع واكثرروستاهاي كشور، منابع سوختي فسيلي كم وجودداشته ودرنتيجه براي پخت وپز ومنابع گرمايي واستحمام ازبوته ها استفاده مي شودكه اين بوته كني درفرسايش بادي وتشديد تبخيراز سطح خاك كاملا مشهوداست.
6- لگدكوبي سطح مراتع: دراثر تعدادزياد دام وچراي زودرس ازمراتع (كه با مرطوب بودن خاك همراه است) باعث فشرده شدن سطح مراتع وكاهش قابليت نفوذآب وافزايش جريان سطحي خاك مي شود .
7- صادرات دام: افرادسودجوباصادرات وقاچاق دام جهت كسب ارزهاي خارجي (درمقابل ريال ايران) مبادرت به نابودي مراتع گرفته اند.بايستي صدور مجوز جهت صادرات دام قطع گردد وباقاچاق آن شديدا مبارزه شودزيرا اين دام ها به قيمت تخريب مراتع ،پرورش يافته اند بايستي درچهارچوب دامپروري (نه دامداري) عمل شود.
باتوجه به عوامل تخريبي فوق الذكر در وضعيت مراتع ،اختلافات فاحشي بين پوشش هاي مرتعي دروضعيت حال(نسبت به گذشته) وجوددارد.
عوامل تخريبي مستقيم وغيرمستقيم انسان باعث شده است كه به طور كلي سيرقهقرايي و تخريب مراتع به ترتيب زير در نظرگرفته شود:
*درمناطق كوهستاني (بالاتر از1500مترارتفاع ازسطح دريا) بايستي گياهان مرتعي متشكل ازجنس هاي زير باشند:
(چاودار)Secale- (فستوكايالرزانك)Festuca- (علف پشمكي)Bromus: Graminae-1
(علف باغ)Dactylis- (علف گندمي)Agropyron-Stipa –Oryzopsis
(شنبليله)Trigonella- (اسپرس)Onobrychis- Hedysarum: Legumino sae- 2
(يونجه)Medicago- (گون)Astragalus
ولي چراي زودتر ازموقع، چراي مفرط وبي رويه وتبديل مراتع به زمين هاي زراعتي، رشد وپراكنش گونه هاي فوق راتحت الشعاع قرار داده وگياهان غيرخوش خوراك (باارزش علوفه اي خيلي كم) مستقروتكثير مي يابند مثل جنس هاي زير:
(سرپوشك)Cousinia- )شقاقل)Eryngium- (شيرسگ)Euphorbia- (چلپو)Phlomis
(ا سپرس)Onobrycgis cornuta- (چوبك ها)Acanthophylum
(كلاه ميرحسن)Acantholimon
*درمناطقي( كه ارتفاع آنها ازسطح دريا پايين تراز1500مترباشد): تحت آب وهواي خشك قرارگرفته، باتخريب مراتع(با عوامل بالا)گياهان چندساله مرتعي ازبين رفته وبه جاي آنها گونه هاي يكساله مستقر مي شوند مثل:
(بابونه)Anthemis- (جو)Hordeum- (علف پشمكي)Bromus- (جوهرز)Aegylops
اين گياهان دراوايل بهار(به علت مرطوب بودن خاك) به سرعت شروع به رشدنموده،پوشش محافظتي توليد مي كنند كه به زودي خشك شده وقسمت اعظم سال درمرتع عاري از پوشش محافظتي مي شود.
تكثيرگياهان مرتعي
1- جنسي(توسط بذر) 2- غيرجنسي(توسط ريزوم،استولون،پياز)
تكثيرجنسي(بذري):
تمامي گياهان يكساله وبيشترگياهان چندساله توسط بذرتكثيرمي شوند.
مزايا:
1- جهت توليدبذرموادغذايي كمتري لازم است وگياه مي تواندحتي درشرايط سخت ونامساعدنيزتوليدبذركند.
2- بذوردراثرباد،آب وحيوانات قادرند مساحت زيادي تغييرمكان دهند.
3- بذورقادرند به راحتي دوره خشكي رادرحالت خواب تحمل نموده ،قوه ي ناميه ي خودرابراي چندسالي حفظ كنند.
4- مقدارتوليدبذرتوسط گياهان بيشتربوده وامكان تكثير به تعدادزياد وجوددارد.
5- انتقال بذوراز يك محل به محل ديگرآسانتر صورت مي گيرد.
معايب:
1- اگر درموقع جوانه زدن بذر،رطوبت خاك ازحدلازم كمترباشد،جوانه بذرازبين خواهدرفت.
2- دربذوربه طوركلي (مخصوصادربذورگياهان مرتعي كه ريزهستند) به علت كمبودموادذخيره اي اگربذور درعمق بيشتري ازخاك قراگيرند،نهال جوان قادرنخواهدبودازخاك بيرون بيايد.(اين مطلب درمرتعداري حائز اهميت است).
*بذورگياهان مرتعي پس ازسبز شدن ،تااعماق زيادي درخاك فرو مي روندتاآب وموادغذايي جذب كنند.مثلا ريشه گون(Astragalus sp) يك ماه پس ازسبز شدن با وجوداينكه داراي ساقه وبرگ بسيار كوچكي است تاحدوديك متردرخاك فرو مي رود.
تكثير غيرجنسي:
1- ريزوم(rhizome):
عبارت است ازساقه زيرزميني كه درطبقات فوقاني خاك ( 5 تا20سانتي متري) به طورافقي پخش مي شود. ازمحل گره هاي واقع درروي ريزوم، جوانه ها رشد نموده وتوليديك نهال جديدي مي كنند.رشدطولي ريزوم ازچندسانتي متردر سال تا5 /1 متر (درگياه مرغ يا پنجه مرغي Cynodon dactyloN) مي رسد.
محاسن تكثيرريزومي:
1- چون موادغذايي موجود درريزوم به مراتب بيشتراز بذر مي باشد درنتيجه مي توانددر عمق
بيشتري ازخاك قرار گيردوسبز شود.
2- درمراتع غالبا(به دليل چراي مفرط)گياهان مرتعي قادرواصولا فرصت توليد بذر راندارند.ولي باوجود ريزوم قادربه تكثيرمي باشند.البته توجه شود كه اگرگياه بيش ازحدموردچراقرارگيردحتي توسط ريزوم نيزقادربه تكثير نيست.
Phalaris SP. و(چب)Poa pratensisوAgropyron smithi
Spartina Sp. و(چچم) LoliumوAgropyron Junceu
2- استولون(Stolon):
استولون درروي سطح خاك رشدنموده ودرمحل تماس بندهاي آن با خاك ريشه ظاهر مي شود.
(تمشك)Rubus sp،(بونو)Aeluropus sp،(شبدرسفيد)Trifolium repens
3- پياز(bulb):
ذخيره موادغذايي است كه جهت تكثيراستفاده مي شود. ساقه هاي قطور زيرزمين حاوي ذخاير فراوان غذايي هستند.(جوپيازدار
تاثير چراي دام برخاك مرتع:
اگرچر ادراوايل بهاروموقعي كه خاك مرطوب است ،انجام شود باعث سفت شدن آن مي شود. برعكس درمواقعي كه خاك مرتع خشك باشد گوسفندان باعث:
1- نرم شدن سطح خاك (به خاطرهمين است كه گله دام راقبل ازبذرپاشي به داخل مرتع واردمي كنند )
2- زيرخاك قرارگرفتن بذورگياهان(به خاطرهمين است كه گله دام رابعدازبذرپاشي واردمرتع مي كنند) مي شود.
*نكته: درمراتعي كه اصلا چرانشده وعلوفه آن درو نشده (نسبت به مراتعي كه به مقدار كمتري موردچراواقع شده اند) رشدگياهان كمتراست.
گياهان درحالتي كه به مقداركمتري مورد چراواقع شده اند، قوي ترهستند. بخصوص درموردگراس ها، انواع چراشده، داراي بوته هاي پهن برگ خواهندبود،درصورتيكه انواع چرا نشده قطرتاج گياه كمتري دارا مي باشند.
درمناطق خشك ،دراثرچرا، مقداري ازاندام هاي گياه برداشت شده وبه علت كم شدن سطح تعرق ،گياه بهترمي توانددرمقابل خشكي مقاومت كند.
يك نكته حائز اهميت است كه دراثرچرا، دام ها با افزودن كودباعث حاصلخيزي خاك مي شوند.
ظرفيت چرا(Grazing capacity)
انتخاب درست دام درهرمرتع،يكي ازمهمترين تصميمات مديريتي ازنظرپوشش گياهي دام،حيات وحش وبازده اقتصادي مي باشد.
ظرفيت چراي مرتع عبارت است ازحداكثرتعداد دامي كه مي تواند درسطحي مشخص براي مدتي معين موجودباشد،بدون آنكه پيامدي نامطلوب برروي كميت وكيفيت پوشش گياهي وخاك بگذارد.ظرفيت چراي مرتع برحسب«واحددامي»(Animal unit) تعيين مي شود.
تيپ گياهي: منظورازتيپ مرتع، غالب بودن يك ياچندگونه ي گياهي مرتعي برساير گونه هاي گياهي موجوددرمرتع است.چنانچه دوگياه دريك تيپ مرتع دوگونه ي غالب راتشكيل دهند،تيپ مرتع به نام آن دوگياه است ونام گياهي كه درصدپوشش بيشتري داردنخست مي آيد.مثلادربرخي نقاط البرز،گياه درمنه نسبت به گياه آويشن درواحدسطح درصدبيشتري دارد،دراين صورت تيپ مرتع«درمنه-آويشن» مي باشد.
تغييرات پوشش گياهي ازيك تيپ به تيپ ديگرتدريجي وتفكيك مرزبين تيپ هاتقريبي است.حدفاصل درتيپ،اكوتون(Ecoton) ناميده مي شود.
*ظرفيت چرابه عوامل زيربستگي دارد:
1- ظرفيت چراونوع دام: گاو واسب گياهان مرتعي گرامينه رابه سايرعلف هاترجيح مي دهند.
گوسفندگياهان پهن برگ وآبداررابه گراس هاترجيح مي دهند.
درچمنزارهاگوسفند بيش ازآنكه چراكند،درسطح مرتع راهپيمائي مي نمادكه باعث لگدكوبي خاك مي شود،لذادراين گونه مراتع چراي گوسفند مناسب نخواهدبود.
*به طوركلي درموردصدمه زدن به مرتع نامساوي گاو >بز> گوسفندبرقراراست.
ودرموردچراي مفرط برروي بوته ها بخصوص هنگام خشكسالي وكمبودعلوفه نامساوي گاو> گوسفند> بزبرقراراست.درموقع خشكسالي، بزبه مرتع وخاك سطحي صدمات فراواني واردمي آورد.
2- اهميت فصل چرا: اغلب گياهان دراوايل فصل رشد(اغلب يكساله ) و عده ي كمتري دراواخرفصل،به ويژه پس ازرسيده شدن ، ارجحيت چرايي بيشتري دارند.
مثلابرخي گياهان مثل علف هاي شور(Salsola spp) دراوايل فصل رشدبهترمصرف مي شوندو سپس خشك وخشبي مي گردند.وقتي كه دوباره توسط برف زمستان نرم مي شوند،به ميزان بيشتري به مصرف مي رسند.ياگياه شيرين بيان (Glycyrrhiza) درطول رشد مورداستفاده ي دام هاي گوسفندوبزقرارنمي گيردولي ازاواسط پاييزموردتوجه دام قرارمي گيرد.ياگياه درمنه(Artemisia herba-alba) درطول رشد،گياهان چندان موردچراقرارنمي گيردولي بعداز شروع باران هاي پائيزه كه باعث شست وشوي مواد از اندام هاي آن مي گردد موردچراواقع مي شود.
3-گونه هاي همراه: اگردرمرتع گياهان مرتعي به صورت اجتماع وتوام وجودداشته باشند،اين اجتماع گونه ها درمرتع باعث بوجودآمدن تغييراتي درميزان مصرف گونه هاي خوشخوراك مي شوند.مثلانوعي بهمن يايال اسب(Stipa barbata) بادرمنه معمولي همراه باشد،خوشخوراكي بالايي دارد،ولي چنانچه اين گونه بانوعي علف پشمكي (Bromus tomentellus) آميخته شود،خوشخوراكي آن كاسته مي شود.يا مثلاگياه درمنه (Artemisia herba-alba) درحالت خالص ومتراكم،كمتربه مصرف دام مي رسد ولي اگربه تعداداندك باسايرگونه ها همراه باشد،به ميزان بيشتري استفاد مي شود.
4- تاثيرچراي سال قبل: دام ها اصولاعادت دارند به بخش هاي چراشده ي پيشين برگردند،اين صرفابه علت جوان تروكمتركركدار بودن علوفه تازه رشدكرده و همينطورنبودساقه هاي خشك وخشبي است وبرعكس درموردگياهاني كه قبلا مورد چراواقع نشده باشند،رغبت چنداني نشان نخواهدداد.پاره اي ازگياهان چرانشده،مي توانند تا سال هادرمرتع باقي بمانندكه به آن هاگياهان«سگ واش»(Wolf plants)نيزمي گويند.
گونه هاي شاخص(Key species)ياكليدي درتعيين بهره برداري ازمراتع درحال چرا:
درتعيين بهره برداري ازمرتع، مرتعداربا مجموعه اي ازگونه هاي گياهي روبه روست. تمام گياهان علوفه اي موجوددرناحيه را نمي توان درمحاسبات بهره برداري واردنمودوگونه هاي مهمي رابراي اين كاربرمي گزينند.اين گياهان به عنوان (شاخص بهره برداري ياگونه هاي كليدي) ناميده مي شوند.زيرا اين گونه هاحجم عمده اي ازعلوفه موجود درمرتع راتشكيل مي دهند. برداشت درست ازآن ها،نشانه ي بهره برداري درست ازمرتع است.
دراغلب موارد1تا3 گونه گياهي به عنوان گونه هاي كليدي به كاربرده مي شوند.اين گياهان بايستي فراوان،پرباروتقريباخوشخوراك باشندودرضمن حجم عمده اي ازعلوفه مرتع راتامين كنند.آن هااغلب ازگونه هاي كم شونده هستند وبخش عمده اي ازپوشش گياهي نقطه ي اوج (كليماكي) راتشكيل مي دهند.باكاهش فشارچرا،گونه هاي كليدي قادربه زيادشدن هستند.
*توجه مهم: درتعيين گونه هاي كليدي،پيش ازآنكه درباره ي وجوديا صرف نظركردن ازگياه تصميمي اتخاذشود،بايستي چند وچون اكولوژيكي آن گونه دقيقا بررسي شود.
مثلاكه درطول دوره ي چرابه صورت تقريباخطي زيادترمي شوند،مي توانندبه عنوان گونه هاي كليدي عمل كنند.
شكل زير برداري نظري ازسه گونه ي مرتعي رانشان مي دهد.
گونه ي Bبه عنوان گونه ي كليدي بايستي انتخاب گردد.
نواحي شاخص(Key areas) ياكليدي درتعيين بهره برداري مرتع:
هيچ مرتعي رابا اندازه ي معين نمي توان به صورت يكنواخت موردبهره برداري قرارداد.
درپيرامون آبشخورها، منابع آب ونمك،ته دره ها،بالاي پشته هاومسيرهاي حركت دام ها،چراي سنگين ترغيرقابل پرهيزاست.
حتي درشرايط چراي سبك،اين نواحي اغلب سنگين ترچرا مي شوند.اين نواحي به عنوان «نقاط صرف نظرشده»(Critical areas) قلمدادمي شوند (نواحي بحراني)
نواحي بحراني بخش هايي ازمرتع هستندكه پوشش گياهي وخاك براثرچراي مفرط ازبين رفته است.ازطرفي درپاره اي ازنواحي مثل فاصله هاي دورازمنابع آب ونمك يادرشيب هاي تند،چرانيدن سبك يا عدم چرا صورت مي گيرد.اين غيريكنواختي چرادرمرتع به ويژه درموردگوسفندان گله شده،بيشترانجام مي شود.بنابراين نواحي حدواسطي وجودداردكه به علت شرايط خاص محلي،چراياسرچركردن آنها نشانه ي چندوچون مرتع،گرايش آن به كاربرده مي شود.
يعني نواحي كليدي عبارت است از بخش هايي ازمرتع كه ازمنابع آب، جاده وروستا ها فاصله ميانگين داشته،قابل دسترس نبوده وپوشش گياهي آن درحدمتوسطي مورد
بهره برداري قرارمي گيرند.مساحت آن بين 40 تا100هكتاروشامل گونه هاي كليدي است.
ناحيه كليدي به عنوان راهنماي مديريت كلي سرزميني است كه درآن چراصورت مي گيرد. عمليات موفق مرتعداري معمولابراساس واكنش هاي كليدي درنواحي كليدي قضاوت مي شوند.درواقع هدف مديريت مراتع،برروي «ناحيه كليدي»استواراست كه قابل مشاهده ودستيابي بوده ومي توان آن رابا«نواحي بحراني» مقايسه كرد.
مديريت چرا
مديريت چرا عبارت است ازدخالت درتغييرات اكوسيستم مرتعي ازطريق كنترل :
1- شدت چرا 2- زمان چرا
هدف مديريت چرا دستيابي به انبوهي وتركيب گياهي ويژه اي است كه حداكثر بازديدتوليدرا داشته وبراي دامداري سودآورباشد.
نحوه ي چراي دام از مرتع مي تواند به دو صورت باشد:
1- چراي آزاد Free grazing
2- چراي بسته Enclosure G
چراي آزاد يا مداوم (Continuous g):
گله بدون برنامه ي مشخص وبدون محدوديت درتمام سطح مرتع ودر همه ي فصول (تمام اوقات سال) چرا مي كند.دراين سامانه ،دام ها به صورت آزاد هركجا كه مي خواهند مي روند وبه مجردي كه علوفه خوب يك سرزمين چريده شد ، به جاي ديگر مي روند .يعني با چراي سبك نيز باعث استفاده ي سنگين از گونه هاي موردعلاقه ي دام مي شود ودرنتيجه مرتع حالت يكنواختي خود را ازلحاظ نوع گياهي وانبوهي آنها ازدست داده وروندچراي موضعي (مكان هاي خاص ) درمرتع به وجود مي آيدكه مناسب نيست. ودرمواقعي كه طول مدت توقف دامدر مرتع كوتاه است (2- 3 روز) دام مجبوربه استفاده از گياهان كلاسII وIII نخواهد بود(چون محدوديت سطح وجود ندارد.)
ازطرفي دراين چراگياهان كلاسII,III (بعدازاتمام كلاس I) مورداستفاده قرار مي گيرند، درنتيجه به علت پيشرفت مراحل رشدي اين گياهان ، ارزش غذايي كمتري دارند.
ازبرتري هاي اين سامانه ها آن است كه1- چون دام ها با چراي انتخابي تامين غذا مي كنند، مي توانند افزايش وزن بيشتري پيداكنند.2- نيازبه حصاركشي واداره ي مرتع نيست درنتيجه هزينه ها كاهش مي يابد.مشكل اصلي چراي دام اين است كه دام ها محل هاي معيني رابراي چرا ترجيح مي دهندكه اين عرصه ها عمدتا سرزمين هايي هستندكه آب ، علوفه وپوشش گياهي درنزديكي آن ها قراردارد واغلب ازحاصلخيزترين بخش هاي مرتع مي باشد.
چراي بسته : سطح مرتع به قطعات تقسيم مي شود
(با توجه به ظواهر طبيعي يا مصنوعي اين كارانجام مي شود)
خصوصيات چراي بسته:
1- دام اجبارا (به دليل محدوديت سطح) مبادرت به استفاده ازگياهان كلاسII وIII مي نمايد وگياهان كلاس I مي توانندبا IIوIII رقابت مي كنند (جهت رشد).
2- به علت كوتاه بودن توقف دام در مرتع ، رشدمجددگياهان كلاس I انجام نمي شودواز تضعيف آنان جلوگيري مي شود.
3- چون گياهان كلاس II وIII در مرحله ي شادابي استفاده مي شوند، ارزش غذايي بالاتري دارندونتيجتا مقدار علوفه برداشت شده درواحدسطح نيز بيشتراز چراي آزاد مي شود.كه تحقيقات نشان داده كه اين افزايش علوفه 30 درصد وافزايش محصول دام تا35 درصد مي باشد.
4- چرابه صورت يكنواخت در سطح مرتع (قطعات) انجام مي شود.حدود 60 درصد علوفه ي موجود درمرتع مورد استفاده دام قرار مي گيرد.
5- راهپيمايي دام وصرف انرژي ولگدكوبي خاك (به علت محدوديت سطح)كمتر مي شود.
6- هدررفتن علوفه دراثر لگدكوبي دام ،كمتر مي شود (زيرادرچراي آزاد ،دام براي بدست آوردن گياهان مرغوب ،ازروي گياهانII وIII رد مي شود)
7- ((طول مدت چرا)) از ويژگي هاي بسيار مهم در مراتع است كه هرچه كوتاه تر باشد بهتر است (كه در چراي بسته بهتر وقابل كنترل است )
*((طول مدت چرا)) يا زمان توقف دام درمرتع به همان اندازه اهميت داردكه ((استراحت مرتع)) اهميت دارد.
استراحت مرتع همان طول مدتي است كه نبايستي دام در مرتع مجددا وارد شود زيرا در اين مدت گياهان مرتعي بتوانند صدمات ناشي از چراي انجام شده را جبران كنند.
*((مديريت چرا)) عبارتست ازتنظيم طول مدت چرا وطول مدت عدم چرا ازقطعات مرتع.
توجه شود چنانچه چرا در زمان واندازه صحيح صورت گيرد ،نه تنها باعث صدمه به گياه نخواهد شد،بلكه ازلحاظ قدرت رويش گياه و دادن امكان به گياه دربرابر شرايط محيطي ، مفيد خواهدبود.
روش هاي مختلف چراي بسته:
1- روش هاي چراي تناوبي (Rotation Grazing system):
سامانه هاي چراي تناوبي در دو وضعيت داراي اهميت اند:
1- يك دوره ي استراحت دارند كه به گياهان اجازه ي رشدبدون محدوديت مي دهد.
2- تمام اين سيستم هاي بسته، داراي يك سامانه ي منظم چرايي دربخش هاي گوناگون مرتع هستند.اين روش چراي تناوبي درمورد مراتعي اعمال مي شود كه مرتع در وضعيت رضايت بخش قرار گرفته باشد وهدف ازاجراي روش چرا،افزايش پوشش گياهي- لاشبرگ ويا تغيير تركيب پوشش گياهي نيست وتنها هدفي كه دنبال مي كند حفظ وضعيت موجود مرتع ضمن حداكثر استفاده ازعلوفه است.دراين روش مرتع را به چند بخش تقسيم مي كنند ودام ها را در يك بخش محصورشده قرار مي دهند وآن ها رابه طور منظم به بخش هاي ديگر مي برند.دراين روش به علت رضايت بخش بودن پوشش گياهي مرتعي ، توجه زيادي به توليد بيشتر بذور وبذر افشاني طبيعي مي شود.
2- روش چراي تناوبي تاخيري(Deferred Rotation G.S.):
چراي تاخيري به صورت ساده عبارتست از عدم استفاده از يك واحد مرتعي از آغاز تا پايان دوره ي رشد كامل گياهان به ويژه گونه هاي مهم علوفه اي و رسيده شدن بذر آن ها.
اين روش درمورد مراتعي اعمال مي شودكه گياهان مرغوب (كلاسI ) درتركيب پوشش گياهي وجود دارند،ولي دراثر استفاده هاي بي رويه امكان زادآوري وجايگزيني پيدا نمي نمايند. هدف ازاجراي اين روش (ضمن استفاده از علوفه مرتع) احياي پوشش گياهي وبهبود تركيب گياهي به روش طبيعي است.دراين روش سطح مرتع به قطعات كوچكتر تقسيم شده، در قطعه يا قطعات توليد بذر گياهان مرتعي مرغوب مدنظر است . لذا چرادر اين مراتع به تاخير مي افتد.پس از رسيدن بذور ،اين قطعات نيز در برنامه هاي چراي دام وارد مي شود(جدول زير)
مراحل چراي متناوب تاخيري در يك سامانه سه گله دام وچهارمرتع
(برگرفته ازمريل1954)
|
سال دوره ي چرا مراتع | |||||
|
1
|
|
1 |
2 |
3 |
4 |
|
اسفند- خرداد |
تاخير |
چرا |
چرا |
چرا | |
|
تير- مهر |
چرا |
تاخير |
چرا |
چرا | |
|
مهر- بهمن |
چرا |
چرا |
تاخير |
چرا | |
|
2 |
اسفند- خرداد |
چرا |
چرا |
چرا |
تاخير |
|
تير- مهر |
تاخير |
چرا |
چرا |
چرا | |
|
مهر- بهمن |
چرا |
تاخير |
چرا |
چرا | |
3- چراي متناوب استراحتي(Rest Rotation G.S.):
اين روش درمورد مراتعي استفاده مي شود كه پوشش گياهي وخاك دراثر استفاده هاي شديد در حالت قهقرا قرار گرفته و دو روش قبل براي احياي پوشش گياهي وخاك كافي نيست وبراي اخذ نتيجه ي بهتر لازم است به موقع استراحت داده شود، يعني به صورت كوتاه مدت(1-2 سال) قرق شود.اين سامانه تقريبا مشابه روش چراي تناوبي تاخيري است، با اين تفاوت كه چراي واحد به تاخير انداخته شده ودر تمام طول سال ادامه دارد ،مدت زمان استراحت بيشتر است و واحد استراحت داده شده در طول سال چرا نمي شود (جدول زير ).اين سامانه يكي از بهترين روش هاي چرا به خصوص براي مراتع سرزمين هاي معتدله ايران است .همچنين براي به حداقل رسانيدن پيامد هاي خشكسالي در مراتع سرزمين هاي خشك و نيمه خشك كمك مي كند.سطح قطعات درمناطق خشك، مراتعي كه شدت تبخير بيشتر باشد ،گياهان با زادآوري كند، عدم امكان كاهش زياد تعداد دام ،كمبود امكانات و...كوچكتر(مثلا20درصد سطح كل مرتع ) ودر مناطق با شرايط بهتر بايد بزرگتر (مثلا 40درصد) خواهد بود.
|
مراتع | ||||
|
سال 1 2 3 4 | ||||
|
1
2 |
استراحت چرا چرا چرا استراحت |
چرا استراحت چرا چرا چرا |
چرا چرا استراحت چرا چرا |
چرا چرا چرا استراحت چرا |
4- چراي خزنده (Creep g):
در اين سامانه در نزديكي واحد هاي اصلي مرتع،واحد هاي كوچكي حاوي علوفه باكيفيت مطلوب قرار مي دهندكه توسط دريچه هايي (كه فقط گوساله ها وبره ها مي توانند از اين دريچه عبور كنند) به واحد هاي اصلي راه دارند.
5- چراي هوهنهيم ((Hohenheim:
در اين سامانه كه نخستين بار در آلمان مورد استفاده قرار گرفت ،دام ها به گروه هاي گوناگوني تقسيم مي شوند.ابتدا گاوهاي شيري كه نياز بالاتري دارند،وارد مرتع مي شوند وسپس گاوهاي شيري آينده وبعد گاوهاي پرواري ودر نهايت گوسفندان را در مرتع رها مي كنند.
6- روش چراي كوتاه فصلي(Short duration g):
كه در اين سامانه واحد هاي مرتعي هرگاه آماده ي چرا باشند،به صورتي نسبتا سنگين چريده مي شوندوسپس اجازه ي تجديد رشد مي يابند واين حالت براي زماني است كه پوشش گياهي علوفه اي فراوان وگوناگوني وجود دارد .
سيماي منابع طبيعي استان اردبيل:
با توجه به تنوعات پوشش گیاهی و از نظرچرای دام و زمان ، مراتع استان به سه بخش مرتع ييلاقي به مساحت 370000 هکتار و مراتع قشلاقی به مساحت 285000هکتار و میانبند به مساحت 360000 هکتار برآورد گردیده است از نظر نظامهای بهرهبرداری مراتع استان به دو بخش عشایری و روستائی تقسیم میشود مساحت مراتع عشایری استان معادل 591745 هکتار که 3/58 درصداز کل مراتع استان را شامل میگردد از این مقدار 281745هکتار ییلاقی و 310000 هکتار قشلاقی و میانبند میباشد که حدود 13 درصد مرتع خوب و 47 درصد متوسط و 40 درصد جزو مراتع ضعیف میباشد.
مراتع روستائی نیز معادل 423255 هکتار برآورد گردیده است که میزان 7/41 درصد از کل مراتع استان را شامل میگردد. قسمتی از مراتع استان به لحاظ چرای بیرویه و مفرط تخریب و پوشش خود را از دست داده که نیازمند اعمال عملیات احیاء و اصلاحی و دخالتهای مکانیکی و بیومکانیکی دارد که بايستي براي این قسم از مراتع طرحهاي مرتعداري تهيه و در قالب برنامه هاي پيش بيني شده در طرحها نسبت به اصلاح و احیاء آن اقدام نمود.
تعداد دام استان برابر آخرين آمار موجود 000/729/5 واحد دامي بوده كه از اين مقدار نزديك به 000/230/4 واحد دامي آن وابسته به مرتع ميباشد. توليد مراتع استان برابر اندازه گيري به عمل آمده نزديك به 394964 تن علوفه خشك مي باشد. و به عبارت ديگر ميزان 217230 تن T.D.N است كه اين مقدار علوفه مي تواند جوابگوي 000/366/1 واحد دامي استان را به مدت 7 ماه از سال تامين كند.توليد علوفه غير مرتعي استان نيز برابر محاسبات بعمل آمده (اعم از كاه و كلش مزارع ضايعات غذاهاي انساني و ضايعات كارخانجات و …) 220235 T,D,N است اين ميزان توليد علوفه مرتعي و غير مرتعي در مجموع 437465 T.D.N تن مي باشد.
آمار وضعيت مراتع استان اردبيل
|
كيفيت مراتع از نظر توليد علوفه |
انواع مراتع از نظر زمان چرا |
جمع مراتع |
شهرستان | ||||
|
درجه 3 |
درجه 2 |
درجه 1 |
ميانبند (روستائي) |
ييلاقي |
قشلاقي | ||
|
20000 |
40000 |
50000 |
40000 |
70000 |
0 |
110000 |
اردبيل |
|
43510 |
50000 |
16490 |
5000 |
0 |
105000 |
110000 |
بيله سوار |
|
14730 |
57000 |
3270 |
0 |
0 |
75000 |
75000 |
پارسآباد |
|
25000 |
110000 |
75000 |
110000 |
90000 |
10000 |
210000 |
خلخال |
|
9000 |
32000 |
34000 |
45000 |
30000 |
0 |
75000 |
كوثر |
|
8000 |
50000 |
33000 |
30000 |
20000 |
50000 |
91000 |
مغان(گرمي) |
|
10000 |
107000 |
132000 |
75000 |
120000 |
45000 |
249000 |
مشكين شهر |
|
5000 |
11000 |
14000 |
20000 |
10000 |
0 |
30000 |
نمين |
|
10000 |
26000 |
29000 |
35000 |
30000 |
0 |
65000 |
نير |
|
145240 |
483000 |
386760 |
360000 |
370000 |
285000 |
1015000 |
جمـــع |
مساحت جنگل ها وبيشه زار هاي طبيعي استان اردبيل بالغ بر 6/61968 هكتار برآورد مي گردد كه در سه ناحيه رويشي خزري ( هيركاني ) – ارسباراني و ايران- توراني واقع شده است . گونه هاي غالب جنگل هاي استان اردبيل را فندق ، ارس ، بلوط ، زبان گنجشك ، افرا تشكيل مي دهند . سرانه جنگل در استان اردبيل حدود 04/0 هكتار ( 400 متر مربع ) مي باشد . براي رسيدن به سطح سرانه جنگل در كشور استان اردبيل به بيش از 200 هزار هكتار جنگل كاري نياز دارد . در حال حاضر براي دو ناحيه رويشي ( خزري و ارسباراني ) جنگل هاي استان اردبيل طرح مطالعاتي تهيه شده است .
ناحيه ي رويشي هيركاني در اردبيل ، مناطق فندقلو را شامل مي شود كه سطحي در حدود 6/5723 هكتار را در بر مي گيرد . اين ناحيه داراي تيپ هاي مختلف الف ) تيپ خالص فندق ب) تيپ راش- ممرز ستان ج) تيپ بلوط – ممرزستان د) تيپ فندق – ممرزستان مي باشد كه گونه هاي همراه آن عباتند از : ازگيل ، زالزالك ، شير خشت ، هفت كول ، سياه اربه ، ال اسبي جنگل هاي اين منطقه داراي تاج پوشش متفاوت در مناطق مختلف مي باشد كه حدود متوسط تاج پوشش 60-50 درصد مي باشد .
ناحيه ايران توراني در استان اردبيل مناطق جنگلي شهرستان هاي كوثر و خلخال را شامل مي شود كه در دو منطقه ي ارسستان و پهن برگان واقع شده است . در منطقه ارسستان گونه غالب ارس بوده كه گونه هاي همراه عبارتند از : بنه ، بادام وحشي ، كيكم ، آلوچه وحشي ، تنگرس ، زالزالك و ... در منطقه پهن برگان در بخش اندبيل خلخال گونه غالب بلوط به همراه گونه هاي : افرا، زبان گنجشك ، وليك و ... مي باشد .
مساحت اين جنگل ها در حدود 15/43029 هكتار مي باشد . ناحيه رويشي ارسباران شامل مناطقي در شهرستان هاي مشگين شهر ، پارس آباد و مغان و گرمي ميباشد . گونه ي غالب دراين مناطق گونه بلوط بوده كه همراه با گونه هاي زبان گنجشك افرا ، فندق ، وليك ، آلوچه و زالزالك به وفور يافت ميشود مساحت اين جنگل ها در شهرستان مشگين شهر 25/5212 هكتار ، در شهرستان گرمي هكتار4/722 ودر پارس آباد مغان 5/455 هكتار و در شهرستان بيله سوار 2/502 هكتار برآورد مي گردد . اين جنگل ها به صورت پراكنده در اين مناطق قرار دارند كه خود دليل بر نابودي اين جنگل ها مي باشد . از جمله عوامل ديگر تخريب اين جنگل ها وجود دام در داخل جنگل ، استفاده بي رويه مردم از درختان ، تخريب اراضي جنگلي به منظور ايجاد اراضي زراعي و ... مي باشد .
آمار وضعيت جنگلها و بيشه زار هاي طبيعي استان اردبيل به تفكيك شهرستان ها
|
رديف |
نام شهرستان |
مساحت (هكتار) |
انواع گونه هاي مهم |
|
1 |
خلخال |
15/43029 |
ارس ، بنه ، بادامكوهي |
|
2 |
مشگين شهر |
25/5212 |
بلوط ،فندق |
|
3 |
پارس آباد |
5/455 |
گز، بيد ، سنجد |
|
4 |
گرمي |
4/722 |
بلوط ،ون ، افرا، |
|
5 |
بيله سوار |
2/502 |
ارس ، گز ، بيد ، سنجد |
|
6 |
كوثر |
5/6323 |
ارس ، بنه ، بادامكوهي |
|
7 |
نمين |
6/5723 |
راش، ممرز،فندق، بلوط، ازگيل |
|
جمع |
6/61968 | ||
نظامهای مختلف بهره برداری از مراتع سبلان و تأثیر آنها در تخریب منابع طبیعی
به طور کلی بهره برداری از مراتع سردسیری سبلان به دو صورت دامپروری و گیاهان دارویی و بهره برداریهایی جانبی صورت می گیرد. نظامهای بهره برداری به منظور استفاده از مراتع سبلان شامل بهره برداریهایی روستایی و عشایری می شوند. از مجموع 5352 روستای شهرستانهای مشرف به کوهستان سبلان 329 روستا در محدوده مراتع سبلان قرار گرفته اند که به نحوی از این مراتع استفاده می کنند که تا ارتفاع 2000 متری 247 روستا، بین ارتفاع 2000 تا 2500 متری 80 روستا و بیش از 2500 متر فقط در روستا پراکنده شده اند. کل طایفه های عشایری بهره برداری کننده از منطقه سبلان 21 طایفه هستند که در مجموع جمعیت عشایری منطقه (در مساحت ییلاق) 44958 نفر گزارش شده است. کل چهار طایفه عشایر ایل سون 4510 اوبخ با یک میلیون رأس گوسفند در قشلاق و در مغان استقرار می یابند که 21 طایفه آن در محدوده سبلان ییلاق می کنند و بقیه به کوهستانهای باقرو کوچ می کنند. کل عشایر منطقه سبلان 4730 خانوار که 3555 خانوار آن به استان اردبیل و بقیه به استان آذربایجان تعلق دارند. بررسی میزان بهره برداری و فشار اکولوژیکی بر مراتع سبلان در دو نظام فوق نشان می دهد که نظامهای بهره برداری روستایی به دو طریق سبب تخریب منابع طبیعی می گردند، یکی قبل از کوچ عشایر با چرای زودرس و مفرط گام اصلی را برای تخریب برداشته است و دیگری با تبدیل مراتع با شیب بیش از 12% به زراعت، شخم و عملیات کشاورزی غیر اصولی سبب بازدهی کم آنها و در نهایت رهاسازی زمینهای عاری از پوشش گیاهی می شود. اما عشایر از طریق کوچ زودتر از موعد (قبل از گلدهی گیاهان) به خصوص در سالهای کم آبی و چرای مفرط و فشار اکولوژیکی بیشتری بر مراتع وارد می کنند.
منابع
1- فلورايران، تاليف:پارسا
2- پازوكي، منوچهر، مرتع، مركز نشردانشگاهي تهران
3- كردواني، پرويز، مراتع (مسائل وراه حل هاي آن درايران)، انتشارات دانشگاه تهران 4- بحراني، محمد جعفر، مقدمه اي برمرتع ومرتع داري، دانشگاه شيراز
5- مقدم، محمدرضا ، مرتع ومرتع داري، انتشارات دانشگاه تهران
6- كريمي، هادي، مرتع داري، انتشارات دانشگاه تهران
7- مصداقي، منصور ، مرتع داري در ايران، دانشگاه امام رضا
کارشناس ارشد رشته مهندسی منابع طبیعی. عضو باشگاه پژوهشگران جوان. مدرس مرکز آموزش علمی کاربردی جهاد کشاورزی استان اردبیل(پردیس مغان)